dazukommen
اضافه شدن، وقت پیدا کردن
Bedeutungen
1
(بدون مفعول)
به عنوان نفر یا شیء جدید به یک جمع اضافه شدن
- Später kamen noch zwei weitere Freunde dazu.بعدتر دو دوست دیگر هم به جمع اضافه شدند.
- Es kamen noch einige unerwartete Probleme dazu.چند مشکل غیرمنتظره دیگر هم مزید بر علت شد (اضافه شد).
2
zu + Dativ
وقت یا فرصت انجام کاری را پیدا کردن
- Ich bin heute leider nicht dazu gekommen, dir zu schreiben.من متأسفانه امروز وقت نکردم به تو بنویسم.