dazulassen
اجازه دادن به کسی برای پیوستن، پذیرفتن کسی
Bedeutungen
1
Akkusativ
به کسی یا چیزی اجازه ورود دادن، راه دادن.
- Er hat die Katze nicht dazugelassen.او گربه را راه نداد.
- Die Tür war offen, aber sie hat uns nicht dazugelassen.در باز بود، اما او ما را راه نداد.
2
Akkusativ
چیزی را (معمولاً یک ایده، نظر یا احساس) علاوه بر موارد دیگر، مجاز دانستن یا پذیرفتن.
- Wir müssen auch andere Meinungen dazulassen.ما باید نظرات دیگر را نیز بپذیریم.
- Er hat keine weiteren Vorschläge dazugelassen.او هیچ پیشنهاد دیگری را نپذیرفت.