dazunehmen
اضافه کردن، به جمع کسی یا چیزی پیوستن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را به مقدار موجود اضافه کردن یا بیشتر گرفتن/برداشتن
- Soll ich noch einen Stuhl dazunehmen?آیا باید یک صندلی دیگر اضافه کنم؟
- Er hat ein paar Kilo dazugenommen.او چند کیلو وزن اضافه کرده است.
2
Akkusativ
کسی را همراه خود بردن یا به گروهی اضافه کردن
- Wir können ihn noch dazunehmen, es ist genug Platz.میتوانیم او را هم با خود ببریم، جای کافی هست.
- Die Mannschaft hat einen neuen Spieler dazugenommen.تیم یک بازیکن جدید به خود اضافه کرده است.