dazuverdienen
درآمد اضافی کسب کردن، درآمد جانبی داشتن
Beispiele
- Mit dem Gesetz ist nur denen geholfen, die ohnehin schon irgendwo fest angestellt und versichert sind und sich nebenher steuerfrei noch ein paar Euro ''dazuverdienen'' wollen.با این قانون فقط به کسانی کمک میشود که در هر صورت از قبل در جایی استخدام و بیمه شدهاند و میخواهند در کنار آن چند یورو دیگر را به صورت معاف از مالیات درآمد اضافی کسب کنند.
Bedeutungen
1
intransitiv
درآمد اضافی کسب کردن، معمولاً علاوه بر شغل اصلی.
- Sie arbeitet abends, um etwas dazuverdienen zu können.او عصرها کار میکند تا بتواند کمی درآمد اضافی کسب کند.
- Viele Studenten müssen neben dem Studium dazuverdienen.بسیاری از دانشجویان مجبورند در کنار تحصیل درآمد اضافی داشته باشند.