decken
پوشاندن، چیدن (میز)، سقف زدن
Beispiele
- Ich hoffe, wir kriegen vor dem Regen das Dach ''gedeckt.امیدوارم بتوانیم قبل از باران سقف را بپوشانیم.
- Hast du den Tisch schon ''gedeckt?آیا میز را چیدهای؟
- Erster Schnee ''deckt'' schon die junge Saat.اولین برف جوانهها را پوشانده است.
- Die hohen Felsen ''deckten'' ihren Anmarsch.صخرههای بلند پیشروی آنها را پنهان کردند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را روی چیزی قرار دادن (پوشاندن)
- Sie deckt den Tisch mit einer schönen Tischdecke.او میز را با یک رومیزی زیبا میپوشاند.
- Der Schnee deckt die ganze Landschaft.برف تمام منظره را پوشانده است.
2
Akkusativ (den Tisch)
میز را برای غذا آماده کردن (میز چیدن)
- Kannst du bitte den Tisch decken?میشه لطفا میز رو بچینی؟
- Wir haben den Tisch für sechs Personen gedeckt.ما میز را برای شش نفر چیدهایم.
3
Akkusativ
محافظت کردن، پوشش دادن (از نظر مالی، قانونی یا فیزیکی)
- Die Versicherung deckt den Schaden.بیمه خسارت را پوشش میدهد.
- Der Anwalt deckt seinen Klienten.وکیل از موکل خود محافظت میکند.
4
sich + mit + Dativ
منطبق بودن، همخوانی داشتن (sich decken)
- Ihre Aussagen decken sich nicht mit den Fakten.اظهارات او با واقعیتها همخوانی ندارد.
- Unsere Meinungen decken sich in diesem Punkt.نظرات ما در این مورد منطبق است.