deckten
شکل صرف شده decken
Bedeutungen
1
Akkusativ
پوشاندن چیزی برای محافظت یا مخفی کردن آن.
- Er deckte den Tisch für das Abendessen.او میز را برای شام چید.
- Die Decke deckte das Bett vollständig.پتو تخت را کاملاً پوشاند.
2
Akkusativ
حمایت کردن یا دفاع کردن از کسی، اغلب در موقعیتهای دشوار یا برای پنهان کردن اشتباهات.
- Sie deckte ihren Kollegen, als dieser einen Fehler machte.او از همکارش حمایت کرد وقتی که اشتباهی مرتکب شد.
- Die Beweise deckten die Wahrheit auf, nicht die Lügen.شواهد حقیقت را آشکار کردند، نه دروغها را.
3
Akkusativ
کشف کردن یا آشکار ساختن چیزی که قبلاً پنهان یا ناشناخته بود.
- Die Ermittlungen deckten ein weitreichendes Korruptionsnetz auf.تحقیقات شبکه گسترده فساد را کشف کرد.
- Die Ausgrabungen deckten die Überreste einer antiken Zivilisation auf.کاوشها بقایای یک تمدن باستانی را آشکار ساختند.