deeskalieren

Aussprache: /deʔɛskaˈliːrən/
Wortzerlegung: de·es·ka·lie·ren
فعل

تنش‌زدایی کردن، آرام کردن اوضاع، فروکش دادن مناقشه

Beispiele

  • Brenzlige Situationen sollten so früh wie möglich ''deeskaliert'' werden, da sonst die Aussicht auf Erfolg kleiner wird.موقعیت‌های بحرانی باید تا حد امکان هرچه زودتر تنش‌زدایی شوند، در غیر این صورت احتمال موفقیت کمتر می‌شود.

Bedeutungen

1 (transitiv)

شدت یا تنش یک موقعیت را کاهش دادن، آرام کردن یک درگیری یا وضعیت بحرانی.

  • Die Polizei versuchte, die Situation zu deeskalieren.پلیس تلاش کرد تا وضعیت را تنش‌زدایی کند.
  • Es ist wichtig, in Konflikten deeskalierend zu wirken.مهم است که در درگیری‌ها به صورت تنش‌زدا عمل کرد.