defäkieren
دفع مدفوع کردن، مدفوع کردن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
دفع مدفوع کردن، عمل دفع مواد زائد از بدن (بیشتر در متون پزشکی و رسمی)
- Der Patient muss mehrmals täglich defäkieren.بیمار باید چندین بار در روز مدفوع کند.
- Es ist wichtig, dass der Darm regelmäßig defäkiert.مهم است که روده به طور منظم عمل دفع را انجام دهد.