defäzieren
دفع مدفوع کردن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
اصطلاح پزشکی یا رسمی برای عمل دفع مدفوع از بدن.
- Der Patient muss regelmäßig defäzieren.بیمار باید به طور منظم مدفوع کند.
- Nach der Operation war das Defäzieren erschwert.پس از عمل جراحی، دفع مدفوع دشوار بود.