defektieren

Aussprache: /dɛfɛkˈtiːʁən/
Wortzerlegung: de·fek·tie·ren
فعل

عیب‌یابی کردن، تشخیص دادن (اشکال)، تولید کردن (دارو)

Bedeutungen

1 transitiv

چیزی را معیوب یا خراب کردن، باعث نقص در آن شدن.

  • Ein Kurzschluss kann die Elektronik defektieren.یک اتصال کوتاه می‌تواند الکترونیک را معیوب کند.
  • Die unsachgemäße Handhabung defektierte das Gerät.استفاده نادرست دستگاه را معیوب کرد.