defektieren
عیبیابی کردن، تشخیص دادن (اشکال)، تولید کردن (دارو)
Bedeutungen
1
transitiv
چیزی را معیوب یا خراب کردن، باعث نقص در آن شدن.
- Ein Kurzschluss kann die Elektronik defektieren.یک اتصال کوتاه میتواند الکترونیک را معیوب کند.
- Die unsachgemäße Handhabung defektierte das Gerät.استفاده نادرست دستگاه را معیوب کرد.