deflorieren
پرده بکارت را پاره کردن، بکارت کسی را گرفتن (قدیمی و رسمی)
Beispiele
- Die Signorina Lepi hast du erst im Mai ''defloriert.تو دوشیزه لِپی را تازه در ماه مه باکرهگیاش را از بین بردی.
Bedeutungen
1
Akkusativ
از بین بردن پرده بکارت یک زن، معمولاً در اولین رابطه جنسی.
- In einigen Kulturen ist die Defloration ein wichtiges Ritual.در برخی فرهنگها، از بین بردن دوشیزگی یک آیین مهم است.
- Der Begriff wird heute seltener verwendet und gilt als veraltet.این اصطلاح امروزه کمتر استفاده میشود و منسوخ تلقی میگردد.