degorgieren
دگورژ کردن (در شرابسازی: حذف رسوب مخمر)
Beispiele
- Wir haben nahezu eintausend Flaschen Champagner ''degorgiert.ما تقریباً هزار بطری شامپاین را دگورژ کردیم.
Bedeutungen
1
Akkusativ
در فرآیند تولید شراب گازدار (مانند شامپاین)، رسوبات مخمر را از بطری خارج کردن
- Nach der Reifung muss der Champagner degorgiert werden.پس از رسیدن، شامپاین باید رسوبزدایی شود.
- Das Degorgieren ist ein wichtiger Schritt bei der Herstellung von Sekt.رسوبزدایی یک مرحله مهم در تولید شراب گازدار است.