dehumanisieren
انسانیتزدایی کردن، غیرانسانی کردن
Beispiele
- Zweifellos ist es möglich, Menschen unter Bedingungen zu stellen, die sie ''dehumanisieren'' – Konzentrationslager, Folter, Hungerبدون شک، ممکن است افراد را در شرایطی قرار داد که آنها را "انسانیتزدایی" کند - اردوگاههای کار اجباری، شکنجه، گرسنگی
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی یا چیزی را از ویژگیهای انسانی محروم کردن، یا آن را به عنوان موجودی بیارزش و غیرانسانی جلوه دادن.
- Kriegspropaganda versucht oft, den Feind zu dehumanisieren.پروپاگاندای جنگی اغلب تلاش میکند تا دشمن را غیرانسانی جلوه دهد.
- Die Arbeitsbedingungen in der Fabrik können die Arbeiter dehumanisieren.شرایط کاری در کارخانه میتواند کارگران را از انسانیت تهی کند.