dejeunieren
صبحانه خوردن، ناشتا بودن
Beispiele
- Man pflegte, nicht vor 10 Uhr zu ''dejeunieren.مرسوم بود که قبل از ساعت ۱۰ صبحانه خورده نشود.
Bedeutungen
1
(بدون مفعول)
صبحانه یا ناهار خوردن (واژهای قدیمی یا بسیار رسمی، با ریشه فرانسوی)
- Die feine Gesellschaft dejeunierte im Garten.جامعه اشرافی در باغ صبحانه/ناهار میخورد.
- Nach der Messe pflegten sie, gemeinsam zu dejeunieren.پس از مراسم، آنها عادت داشتند که با هم صبحانه/ناهار بخورند.