dekarbonisieren

Aussprache: /ˌdekaʁboniˈziːrən/
Wortzerlegung: de·ka·r·bo·ni·sie·ren
فعل

کربن‌زدایی کردن

Beispiele

  • Inzwischen ist aber allen klar: Wir haben ein CO2-Problem und müssen ''dekarbonisieren.اما اکنون برای همه روشن است: ما مشکل CO2 داریم و باید کربن‌زدایی کنیم.

Bedeutungen

1 Akkusativ

کاهش یا حذف انتشار کربن (به ویژه دی‌اکسید کربن) از فرآیندهای صنعتی یا اقتصادی.

  • Viele Länder versuchen, ihre Wirtschaft zu dekarbonisieren.بسیاری از کشورها تلاش می‌کنند اقتصاد خود را کربن‌زدایی کنند.
  • Die Industrie muss ihre Produktionsprozesse dekarbonisieren.صنعت باید فرآیندهای تولید خود را کربن‌زدایی کند.