dekarbonisieren
کربنزدایی کردن
Beispiele
- Inzwischen ist aber allen klar: Wir haben ein CO2-Problem und müssen ''dekarbonisieren.اما اکنون برای همه روشن است: ما مشکل CO2 داریم و باید کربنزدایی کنیم.
Bedeutungen
1
Akkusativ
کاهش یا حذف انتشار کربن (به ویژه دیاکسید کربن) از فرآیندهای صنعتی یا اقتصادی.
- Viele Länder versuchen, ihre Wirtschaft zu dekarbonisieren.بسیاری از کشورها تلاش میکنند اقتصاد خود را کربنزدایی کنند.
- Die Industrie muss ihre Produktionsprozesse dekarbonisieren.صنعت باید فرآیندهای تولید خود را کربنزدایی کند.