dekolonisieren
استعمار زدایی کردن
Beispiele
- Damals verurteilten die Vereinten Nationen Großbritannien, Gibraltar zu »''dekolonisieren''«. Dazu der britische UN-Botschafter Lord Caradon: »Wir können niemals zustimmen, wenn ›Dekolonisierung‹ Einverleibung Gibraltars durch Spanien gegen den Willen der Bevölkerung bedeutet.در آن زمان، سازمان ملل متحد بریتانیا را محکوم کرد که جبل الطارق را "استعمار زدایی" کند. در این باره سفیر بریتانیا در سازمان ملل، لرد کارادون گفت: "ما هرگز موافقت نخواهیم کرد که "استعمار زدایی" به معنای ادغام جبل الطارق در اسپانیا برخلاف میل مردم باشد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
یک کشور یا منطقه را از سلطه استعماری آزاد کردن؛ به استعمار پایان دادن. (مترادف با entkolonialisieren)
- Viele afrikanische Staaten konnten sich in den 1960er Jahren dekolonisieren.بسیاری از کشورهای آفریقایی توانستند در دهه ۱۹۶۰ استعمارزدایی کنند.
- Es ist wichtig, auch die Gedanken und Strukturen zu dekolonisieren.مهم است که افکار و ساختارها را نیز استعمارزدایی کنیم.