deliriös
هذیانی، دچار هذیان
Bedeutungen
1
در حال تجربه هذیان؛ گیج، آشفته و غیرمنطقی به دلیل بیماری، تب بالا یا مصرف مواد.
- Der Patient war fiebrig und deliriös.بیمار تبدار و دچار هذیان بود.
- Nach der Operation war er für einige Stunden deliriös.بعد از عمل جراحی، او برای چند ساعت دچار هذیان بود.
- Seine deliriösen Äußerungen machten uns Sorgen.اظهارات هذیانی او ما را نگران کرد.