deliriös

Aussprache: /deliˈri̯øːs/
Worttrennung: de·li·ri·ös
صفت

هذیانی، دچار هذیان

Bedeutungen

1

در حال تجربه هذیان؛ گیج، آشفته و غیرمنطقی به دلیل بیماری، تب بالا یا مصرف مواد.

  • Der Patient war fiebrig und deliriös.بیمار تب‌دار و دچار هذیان بود.
  • Nach der Operation war er für einige Stunden deliriös.بعد از عمل جراحی، او برای چند ساعت دچار هذیان بود.
  • Seine deliriösen Äußerungen machten uns Sorgen.اظهارات هذیانی او ما را نگران کرد.