delogarithmieren
پاد لگاریتم گرفتن، از حالت لگاریتم خارج کردن
Beispiele
- Du musst diese Gleichung ''delogarithmieren,'' um sie zu lösen.برای حل این معادله باید از آن پاد لگاریتم بگیری.
Bedeutungen
1
(etwas) delogarithmieren
در ریاضیات: آنتیلگاریتم گرفتن، عملیات معکوس لگاریتم را انجام دادن
- Um den ursprünglichen Wert zu erhalten, müssen wir die Gleichung delogarithmieren.برای به دست آوردن مقدار اصلی، باید معادله را آنتیلگاریتم بگیریم.
- Der Mathematiker delogarithmierte die Funktion, um die Lösung zu finden.ریاضیدان تابع را از حالت لگاریتمی خارج کرد تا راهحل را بیابد.