فعل
پاد لگاریتم گرفتن، از حالت لگاریتم خارج کردن
معانی و تعاریف delogarithmieren:
- در ریاضیات: آنتیلگاریتم گرفتن، عملیات معکوس لگاریتم را انجام دادن
جملات نمونه برای delogarithmieren:
Du musst diese Gleichung ''delogarithmieren,'' um sie zu lösen.
برای حل این معادله باید از آن پاد لگاریتم بگیری.
Um den ursprünglichen Wert zu erhalten, müssen wir die Gleichung delogarithmieren.
برای به دست آوردن مقدار اصلی، باید معادله را آنتیلگاریتم بگیریم.
Der Mathematiker delogarithmierte die Funktion, um die Lösung zu finden.
ریاضیدان تابع را از حالت لگاریتمی خارج کرد تا راهحل را بیابد.