فعل
بیرون کردن، مجبور به تخلیه کردن (خانه یا آپارتمان)
معانی و تعاریف delogieren:
- کسی را از محل سکونت بیرون کردن، اخراج کردن (رسمی، حقوقی، بیشتر در اتریش)
جملات نمونه برای delogieren:
„Die Nachbarn wollten sie wegen der Hunde ''delogieren'' lassen, die sie in großer Zahl in ihrer Mietwohnung aufnahm.“
«همسایهها میخواستند او را به خاطر سگهایی که تعداد زیادی از آنها را در آپارتمان اجارهای خود نگهداری میکرد، بیرون کنند.»
Der Vermieter drohte, die Mieter zu delogieren.
صاحبخانه تهدید کرد که مستاجران را بیرون میکند.
Sie wurden wegen Mietrückständen delogiert.
آنها به دلیل بدهی اجارهبها اخراج شدند.