dem Tod von der Schippe springen

Aussprache: /deːm toːt fɔn deːɐ̯ ˈʃɪpə ˈʃprɪŋən/
Worttrennung: dem To·d von ·der ·Schip·pe ·sprin·gen
اصطلاح

به طرز معجزه‌آسایی از مرگ حتمی نجات یافتن، از چنگال مرگ گریختن

Bedeutungen

1

این اصطلاح به معنی نجات یافتن از یک موقعیت بسیار خطرناک یا مرگ حتمی است، به طوری که به نظر می‌رسد فرد به طور معجزه‌آسایی از مرگ نجات پیدا کرده است. (بیل) به طور استعاری به مرگ یا قبر اشاره دارد.

  • Nach dem schweren Unfall ist er dem Tod von der Schippe gesprungen.او پس از تصادف شدید به طرز معجزه‌آسایی از مرگ حتمی نجات یافت.
  • Die Bergsteiger sind knapp dem Tod von der Schippe gesprungen, als die Lawine sie fast verschüttet hätte.کوهنوردان وقتی بهمن تقریباً آن‌ها را دفن کرد، به سختی از چنگال مرگ گریختند.
  • Mit viel Glück und schnellem Denken konnte sie dem Tod von der Schippe springen.او با خوش‌شانسی زیاد و تفکر سریع توانست از مرگ حتمی نجات پیدا کند.