demobilisieren
خلع سلاح کردن، غیرنظامی کردن، منصرف کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
نیروهای نظامی را از خدمت مرخص کردن و به زندگی غیرنظامی بازگرداندن
- Nach dem Krieg wurden viele Soldaten demobilisiert.پس از جنگ، بسیاری از سربازان غیرنظامی شدند.
- Die Regierung plant, einen Teil der Truppen zu demobilisieren.دولت قصد دارد بخشی از نیروها را از خدمت مرخص کند.