demonstrieren
نشان دادن، نمایش دادن، تظاهرات کردن
Beispiele
- Ich werde den Vorgang einmal ''demonstrieren.من یک بار این فرآیند را نشان خواهم داد.
- Dann ''demonstriert'' der Meister die Gehirnschale eines Selbstmörders.سپس استاد کاسه مغز یک خودکشیکننده را به نمایش میگذارد.
Bedeutungen
1
(für/gegen + Akkusativ)
به صورت عمومی نظر یا اعتراض خود را بیان کردن، اغلب در یک گروه (تظاهرات کردن)
- Tausende Menschen demonstrierten gegen die neue Gesetzgebung.هزاران نفر علیه قانونگذاری جدید تظاهرات کردند.
- Sie demonstrierten friedlich für mehr Umweltschutz.آنها به صورت مسالمتآمیز برای حفاظت بیشتر از محیط زیست تظاهرات کردند.
2
Akkusativ
چیزی را نشان دادن، ارائه دادن یا اثبات کردن
- Der Verkäufer demonstrierte die Funktionen des neuen Geräts.فروشنده عملکردهای دستگاه جدید را نشان داد.
- Er demonstrierte seine Fähigkeiten eindrucksvoll.او تواناییهای خود را به طرز چشمگیری به نمایش گذاشت.