demoulieren
از قالب درآوردن (غذا)
Beispiele
- Gekonnt ''demoulierte'' sie die erkaltete Pastete.او با مهارت پاته سرد شده را از قالب درآورد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
یک ماده غذایی (مانند کیک، ژله، پودینگ) را با دقت از قالب آن خارج کردن.
- Den Pudding vorsichtig demoulieren, damit er nicht zerbricht.پودینگ را با دقت از قالب درآورید تا نشکند.
- Nach dem Backen muss der Kuchen erst abkühlen, bevor man ihn demouliert.بعد از پخت، کیک باید ابتدا خنک شود قبل از اینکه از قالب درآورده شود.