den Bach runtergehen

Aussprache: /deːn bax ˈʁʊntɐɡeːən/
Worttrennung: den ·Bach r·un·ter·ge·hen
اصطلاح

به باد رفتن، نابود شدن، رو به زوال رفتن

Bedeutungen

1

به معنای از بین رفتن، خراب شدن یا شکست خوردن چیزی است، معمولاً در مورد کسب‌وکار، پروژه‌ها یا برنامه‌ها به کار می‌رود.

  • Nachdem die Firma die wichtigsten Kunden verloren hatte, ging alles den Bach runter.پس از اینکه شرکت مشتریان اصلی خود را از دست داد، همه چیز به باد رفت.
  • Sein ganzes Vermögen ist mit dieser schlechten Investition den Bach runtergegangen.تمام دارایی او با این سرمایه‌گذاری بد نابود شد.
  • Wenn wir die Frist nicht einhalten, geht unser Projekt den Bach runter.اگر مهلت مقرر را رعایت نکنیم، پروژه ما شکست می‌خورد.