den Bach runtergehen
به باد رفتن، نابود شدن، رو به زوال رفتن
Bedeutungen
1
به معنای از بین رفتن، خراب شدن یا شکست خوردن چیزی است، معمولاً در مورد کسبوکار، پروژهها یا برنامهها به کار میرود.
- Nachdem die Firma die wichtigsten Kunden verloren hatte, ging alles den Bach runter.پس از اینکه شرکت مشتریان اصلی خود را از دست داد، همه چیز به باد رفت.
- Sein ganzes Vermögen ist mit dieser schlechten Investition den Bach runtergegangen.تمام دارایی او با این سرمایهگذاری بد نابود شد.
- Wenn wir die Frist nicht einhalten, geht unser Projekt den Bach runter.اگر مهلت مقرر را رعایت نکنیم، پروژه ما شکست میخورد.