den Faden verlieren
رشته سخن از دست رفتن، رشته افکار گم شدن
Bedeutungen
1
در حین صحبت کردن یا فکر کردن، موضوع اصلی را فراموش کردن یا از مسیر بحث منحرف شدن؛ رشته کلام یا افکار را گم کردن.
- Entschuldigung, ich habe den Faden verloren. Was wollte ich gerade sagen?ببخشید، رشته سخنم را گم کردم. داشتم چه میگفتم؟
- Er redet so viel, dass er oft den Faden verliert.او آنقدر زیاد حرف میزند که اغلب رشته کلامش را گم میکند.
- Beim Erklären des komplexen Problems verlor der Professor kurz den Faden.استاد هنگام توضیح مسئله پیچیده، لحظهای رشته افکارش را گم کرد.