den Hals aus der Schlinge ziehen
خود را از مخمصه نجات دادن / از مهلکه گریختن
Bedeutungen
1
این اصطلاح معادل است و به معنای نجات دادن خود از یک موقعیت بسیار خطرناک، دشوار یا دردسرساز است. فردی که این کار را میکند، موفق میشود از مشکلی که در آن گرفتار شده بود، رهایی یابد.
- Er hat es gerade noch geschafft, seinen Hals aus der Schlinge zu ziehen, bevor die Polizei eintraf.او درست قبل از رسیدن پلیس، موفق شد خود را از مهلکه نجات دهد.
- Durch schnelles Denken konnte sie ihren Hals aus der Schlinge ziehen und die peinliche Situation vermeiden.او با تفکر سریع توانست خود را از آن موقعیت ناگوار نجات دهد و از آن وضعیت شرمآور اجتناب کند.
- Der Angeklagte versuchte, seinen Hals aus der Schlinge zu ziehen, indem er behauptete, er sei nicht schuldig.متهم تلاش کرد با ادعای بیگناهی، خود را از این مخمصه برهاند.