den Hals nicht vollkriegen

Aussprache: /deːn hals nɪçt ˈfɔlˌkʁiːɡn̩/
Worttrennung: den Hals ·nicht voll·krie·gen
اصطلاح

سیری‌ناپذیر بودن، طمع‌کار بودن، حریص بودن

Bedeutungen

1

همیشه بیشتر خواستن، چه از نظر مادی و چه از نظر قدرت یا منفعت، و هرگز قانع نشدن.

  • Er hat schon genug Geld, aber er kriegt den Hals nicht voll.او پول کافی دارد، اما همچنان حریص است و بیشتر می‌خواهد.
  • Diese Politiker kriegen einfach den Hals nicht voll und wollen immer mehr Macht.این سیاستمداران سیری‌ناپذیرند و همیشه قدرت بیشتری می‌خواهند.
  • Manche Menschen kriegen den Hals nicht voll, egal wie viel sie haben.بعضی از آدم‌ها هر چقدر هم داشته باشند، قانع نمی‌شوند.