den Hals nicht vollkriegen
سیریناپذیر بودن، طمعکار بودن، حریص بودن
Bedeutungen
1
همیشه بیشتر خواستن، چه از نظر مادی و چه از نظر قدرت یا منفعت، و هرگز قانع نشدن.
- Er hat schon genug Geld, aber er kriegt den Hals nicht voll.او پول کافی دارد، اما همچنان حریص است و بیشتر میخواهد.
- Diese Politiker kriegen einfach den Hals nicht voll und wollen immer mehr Macht.این سیاستمداران سیریناپذیرند و همیشه قدرت بیشتری میخواهند.
- Manche Menschen kriegen den Hals nicht voll, egal wie viel sie haben.بعضی از آدمها هر چقدر هم داشته باشند، قانع نمیشوند.