den Kaffee aufhaben
دیگر حوصله چیزی را نداشتن، از چیزی خسته شدن
Bedeutungen
1
این اصطلاح به معنی از دست دادن صبر، حوصله یا علاقه به چیزی یا کسی است. فرد دیگر تحمل ادامه دادن یا تحمل وضعیت فعلی را ندارد.
- Nach all den Enttäuschungen habe ich den Kaffee auf, was seine Versprechungen angeht.پس از تمام ناامیدیها، دیگر حوصله حرفهای او را ندارم.
- Ich habe den Kaffee auf, ständig diese Diskussionen zu führen.من از این بحثهای مداوم خسته شدهام.
- Wenn er nicht bald aufhört, habe ich den Kaffee auf!اگر او زودتر دست برندارد، دیگر حوصلهاش را نخواهم داشت!