den Kochlöffel schwingen
آشپزی کردن، دست به قابلمه شدن
Bedeutungen
1
این اصطلاح به معنای آشپزی کردن، به خصوص به صورت فعال و مسئولانه در آشپزخانه است. اغلب به کسی اشاره دارد که وظیفه پخت و پز را بر عهده دارد.
- Nach der Arbeit schwingt sie gerne den Kochlöffel und bereitet für ihre Familie ein leckeres Abendessen zu.بعد از کار، او دوست دارد آشپزی کند و برای خانوادهاش شام خوشمزهای آماده کند.
- Wer schwingt heute Abend den Kochlöffel? Ich habe keine Lust zu kochen.امشب چه کسی آشپزی میکند؟ من حوصله آشپزی ندارم.
- Mein Vater schwingt den Kochlöffel am Wochenende und zaubert die besten Gerichte.پدرم آخر هفتهها آشپزی میکند و بهترین غذاها را درست میکند.