den Kochlöffel schwingen

Aussprache: /deːn ˈkɔxˌlœfl̩ ˈʃvɪŋən/
Worttrennung: den ·Koch·löf·fel schwin·gen
اصطلاح

آشپزی کردن، دست به قابلمه شدن

Bedeutungen

1

این اصطلاح به معنای آشپزی کردن، به خصوص به صورت فعال و مسئولانه در آشپزخانه است. اغلب به کسی اشاره دارد که وظیفه پخت و پز را بر عهده دارد.

  • Nach der Arbeit schwingt sie gerne den Kochlöffel und bereitet für ihre Familie ein leckeres Abendessen zu.بعد از کار، او دوست دارد آشپزی کند و برای خانواده‌اش شام خوشمزه‌ای آماده کند.
  • Wer schwingt heute Abend den Kochlöffel? Ich habe keine Lust zu kochen.امشب چه کسی آشپزی می‌کند؟ من حوصله آشپزی ندارم.
  • Mein Vater schwingt den Kochlöffel am Wochenende und zaubert die besten Gerichte.پدرم آخر هفته‌ها آشپزی می‌کند و بهترین غذاها را درست می‌کند.