den Kopf hängen lassen

Aussprache: /deːn ˈkɔpf ˈhɛŋən ˈlasən/
Worttrennung: den ·Kopf hän·gen las·sen
اصطلاح

ناامید شدن، دلسرد شدن، جا زدن

Bedeutungen

1

به معنای از دست دادن امید، دلسرد شدن یا تسلیم شدن در برابر مشکلات یا شکست‌ها است. این اصطلاح اغلب با حالت فیزیکی خم کردن سر همراه است.

  • Auch wenn es schwierig wird, lass nicht den Kopf hängen!حتی اگر اوضاع سخت شد، ناامید نشو!
  • Nach der Niederlage ließ die Mannschaft den Kopf hängen.بعد از شکست، تیم دلسرد شد.
  • Er hat den Job nicht bekommen und lässt jetzt den Kopf hängen.او شغل را به دست نیاورد و حالا ناامید شده است.