den Kopf verlieren
عقل خود را از دست دادن، وحشت کردن و اقدام عجولانه کردن
Bedeutungen
1
به معنای از دست دادن آرامش، خونسردی و توانایی تفکر منطقی در شرایط بحرانی یا استرسزا است. فرد در این حالت ممکن است کارهای عجولانه و غیرمنطقی انجام دهد.
- In der Panik hat er völlig den Kopf verloren und wusste nicht, was er tun sollte.او در میان وحشت کاملاً عقلش را از دست داد و نمیدانست چه کاری باید انجام دهد.
- Auch wenn die Situation schwierig ist, dürfen wir nicht den Kopf verlieren.حتی اگر وضعیت دشوار باشد، نباید آرامش خود را از دست بدهیم.
- Sie hat den Kopf verloren, als sie die schlechte Nachricht hörte.او با شنیدن خبر بد، تعادل خود را از دست داد.