den Kopf verlieren

Aussprache: /deːn kɔpf fɛɐ̯ˈliːʁən/
Worttrennung: den ·Kopf ·ver·lie·ren
اصطلاح

عقل خود را از دست دادن، وحشت کردن و اقدام عجولانه کردن

Bedeutungen

1

به معنای از دست دادن آرامش، خونسردی و توانایی تفکر منطقی در شرایط بحرانی یا استرس‌زا است. فرد در این حالت ممکن است کارهای عجولانه و غیرمنطقی انجام دهد.

  • In der Panik hat er völlig den Kopf verloren und wusste nicht, was er tun sollte.او در میان وحشت کاملاً عقلش را از دست داد و نمی‌دانست چه کاری باید انجام دهد.
  • Auch wenn die Situation schwierig ist, dürfen wir nicht den Kopf verlieren.حتی اگر وضعیت دشوار باشد، نباید آرامش خود را از دست بدهیم.
  • Sie hat den Kopf verloren, als sie die schlechte Nachricht hörte.او با شنیدن خبر بد، تعادل خود را از دست داد.