den Pegasus reiten

Aussprache: /deːn ˈpeːɡazʊs ˈʁaɪ̯tn̩/
Worttrennung: den ·Pe·ga·sus rei·ten
اصطلاح

به دنبال شاعری رفتن، طبع شعر آزمودن (با کنایه از تلاش ناموفق)

Bedeutungen

1

تلاش کردن برای سرودن شعر، به خصوص زمانی که فرد استعداد یا الهام کافی برای آن را ندارد؛ اغلب با لحنی کنایه‌آمیز یا تمسخرآمیز به کار می‌رود.

  • Er versucht seit Stunden, ein Gedicht zu schreiben, aber er reitet wohl den Pegasus vergeblich.او ساعت‌هاست که سعی می‌کند شعری بنویسد، اما گویا بی‌فایده طبع شعر می‌آزماید.
  • Manche Leute glauben, sie könnten einfach den Pegasus reiten und Meisterwerke schaffen.برخی افراد فکر می‌کنند می‌توانند به راحتی شعر بگویند و شاهکار خلق کنند.
  • Nachdem er die Werke großer Dichter gelesen hatte, wollte er auch den Pegasus reiten, aber es gelang ihm nicht.پس از خواندن آثار شاعران بزرگ، او نیز خواست طبع شعر بیازماید، اما موفق نشد.