den Rubikon überschreiten

Aussprache: /deːn ˈruːbikoːn yːbɐˈʃraɪ̯tn̩/
Worttrennung: den Ru·bi·kon ·über·schrei·ten
اصطلاح

دست به کاری سرنوشت‌ساز و غیرقابل بازگشت زدن، قدم نهایی را برداشتن

Bedeutungen

1

این اصطلاح به معنای انجام یک عمل یا گرفتن تصمیمی است که پیامدهای مهم و غیرقابل بازگشتی دارد و دیگر راه بازگشتی وجود ندارد. این اصطلاح از اقدام تاریخی ژولیوس سزار در عبور از رود روبیکون گرفته شده است.

  • Mit der Veröffentlichung des Buches hat er den Rubikon überschritten; es gibt kein Zurück mehr.با انتشار کتاب، او از روبیکون عبور کرد؛ دیگر راه بازگشتی وجود ندارد.
  • Die Entscheidung, das Unternehmen zu verkaufen, war, den Rubikon zu überschreiten.تصمیم به فروش شرکت، عبور از روبیکون بود.
  • Als er die Wahrheit sagte, hat er den Rubikon überschritten und konnte nicht mehr schweigen.وقتی حقیقت را گفت، از روبیکون عبور کرد و دیگر نتوانست سکوت کند.