den Sabbel halten
دهان را بستن، ساکت شدن
Bedeutungen
1
دستور یا خواهشی برای ساکت شدن و حرف نزدن، اغلب به صورت غیررسمی یا کمی بیادبانه.
- Halt endlich deinen Sabbel, ich kann mich nicht konzentrieren!دیگر دهانت را ببند، نمیتوانم تمرکز کنم!
- Kannst du mal deinen Sabbel halten? Wir müssen reden.میتوانی ساکت شوی؟ باید صحبت کنیم.
- Der Lehrer sagte zu den Schülern: 'Haltet jetzt euren Sabbel!معلم به دانشآموزان گفت: 'الان ساکت شوید!