den Schalter umlegen

Aussprache: /deːn ˈʃaltɐ ˈʊmˌleːɡn̩/
Worttrennung: den ·Schal·ter um·le·gen
اصطلاح

تغییر اساسی دادن، رویکرد را عوض کردن

Bedeutungen

1

تغییر ناگهانی و قاطع در نگرش، رفتار یا وضعیت؛ معمولاً به معنای شروع کاری جدید یا اتخاذ یک رویکرد متفاوت.

  • Nach dem Vorfall hat er den Schalter umgelegt und sein Leben komplett geändert.پس از آن حادثه، او رویکردش را کاملاً عوض کرد و زندگی‌اش را دگرگون ساخت.
  • Wenn du erfolgreich sein willst, musst du irgendwann den Schalter umlegen und dich voll reinhängen.اگر می‌خواهی موفق باشی، باید بالاخره رویکردت را عوض کنی و تمام توانت را به کار بگیری.
  • Sie hat den Schalter umgelegt, als sie die Zusage für den neuen Job bekam.او با دریافت تاییدیه شغل جدید، تغییر اساسی در رویکردش ایجاد کرد.