den Schalter umlegen
تغییر اساسی دادن، رویکرد را عوض کردن
Bedeutungen
1
تغییر ناگهانی و قاطع در نگرش، رفتار یا وضعیت؛ معمولاً به معنای شروع کاری جدید یا اتخاذ یک رویکرد متفاوت.
- Nach dem Vorfall hat er den Schalter umgelegt und sein Leben komplett geändert.پس از آن حادثه، او رویکردش را کاملاً عوض کرد و زندگیاش را دگرگون ساخت.
- Wenn du erfolgreich sein willst, musst du irgendwann den Schalter umlegen und dich voll reinhängen.اگر میخواهی موفق باشی، باید بالاخره رویکردت را عوض کنی و تمام توانت را به کار بگیری.
- Sie hat den Schalter umgelegt, als sie die Zusage für den neuen Job bekam.او با دریافت تاییدیه شغل جدید، تغییر اساسی در رویکردش ایجاد کرد.