den Schnabel halten

Aussprache: /deːn ˈʃnaːbl̩ ˈhaltn̩/
Worttrennung: den Schna·bel hal·ten
اصطلاح

دهان را بستن، ساکت بودن

Bedeutungen

1

این اصطلاح به معنای درخواست یا دستور برای ساکت شدن و حرف نزدن است. معمولاً با لحنی کمی بی‌ادبانه یا دستوری به کار می‌رود.

  • Halt endlich deinen Schnabel, ich kann dich nicht hören!بالاخره دهانت را ببند، نمی‌توانم صدایت را بشنوم!
  • Kannst du mal deinen Schnabel halten? Wir versuchen zu schlafen.می‌توانی ساکت شوی؟ ما سعی داریم بخوابیم.
  • Der Lehrer sagte zu den lauten Schülern: Haltet eure Schnäbel!معلم به دانش‌آموزان پر سر و صدا گفت: ساکت شوید!