den Schoaß in der Finstern schmecken

Aussprache: /deːn ˈʃɔɐ̯s ɪn deːɐ̯ ˈfɪnstɐn ˈʃmɛkn̩/
Worttrennung: den ·Schoaß in ·der ·Fins·tern schme·cken
اصطلاح

خود را عقل کل دانستن و نظر بی‌مورد دادن

Bedeutungen

1

این اصطلاح که ریشه‌ای در گویش باواریایی دارد، به معنای کسی است که بدون داشتن دانش کافی، خود را بسیار دانا می‌پندارد و در مورد همه چیز نظر می‌دهد یا سعی می‌کند دیگران را راهنمایی کند، اغلب به شکلی ناخواسته یا آزاردهنده.

  • Er meint immer, er wüsste alles besser und müsste allen seine Meinung sagen; er schmeckt den Schoß in der Finstern.او همیشه فکر می‌کند همه چیز را بهتر می‌داند و باید نظرش را به همه بگوید؛ او خودش را عقل کل می‌داند.
  • Lass ihn reden, er schmeckt den Schoß in der Finstern, aber er hat keine Ahnung.بگذار حرف بزند، او خودش را عقل کل می‌داند، اما هیچ سررشته‌ای ندارد.
  • Sie hat keine Erfahrung in diesem Bereich, aber sie schmeckt den Schoß in der Finstern und gibt ungefragt Ratschläge.او هیچ تجربه‌ای در این زمینه ندارد، اما خودش را عقل کل می‌داند و بدون درخواست نصیحت می‌کند.