den Weg alles Irdischen gehen
(برای موجودات زنده) مردن، (برای اشیاء) از بین رفتن، خراب شدن
Bedeutungen
1
یک عبارت مؤدبانه و غیرمستقیم برای بیان مرگ یک موجود زنده یا از کار افتادن و از بین رفتن یک شیء یا پدیده.
- Leider ist unser alter Hund vor zwei Wochen den Weg alles Irdischen gegangen.متأسفانه سگ پیر ما دو هفته پیش مرد.
- Nach vielen Jahren treuen Dienstes ging auch die alte Waschmaschine den Weg alles Irdischen.پس از سالها خدمت صادقانه، ماشین لباسشویی قدیمی نیز از کار افتاد و خراب شد.
- Er hofft, dass seine Idee nicht den Weg alles Irdischen geht und doch noch umgesetzt wird.او امیدوار است که ایدهاش از بین نرود و در نهایت اجرا شود.