den letzten Atemzug tun
آخرین نفس را کشیدن، مردن
Bedeutungen
1
به معنای لحظه مرگ، آخرین لحظات زندگی. این اصطلاح به آخرین نفس کشیدن یک فرد اشاره دارد.
- Der Arzt sagte, dass der Patient seinen letzten Atemzug tat.دکتر گفت که بیمار آخرین نفس خود را میکشید.
- In seinen letzten Momenten tat er noch einmal tief Luft, bevor er seinen letzten Atemzug tat.در آخرین لحظاتش، قبل از کشیدن آخرین نفس، عمیق نفس کشید.
- Sie hielt seine Hand, als er seinen letzten Atemzug tat.وقتی او آخرین نفسش را کشید، دستش را گرفته بود.