den lieben Gott einen guten Mann sein lassen
بیخیال دنیا شدن، به هیچ چیز اهمیت ندادن، ریلکس کردن
Bedeutungen
1
این اصطلاح به معنای دست از نگرانی برداشتن، رها کردن مشکلات و استرسها و زندگی کردن بدون دغدغه و با آرامش است. گاهی به معنای بیتفاوتی نسبت به مسائل نیز به کار میرود.
- Nachdem er in Rente gegangen war, ließ er den lieben Gott einen guten Mann sein.بعد از اینکه بازنشسته شد، دیگر به هیچ چیز اهمیت نداد و راحت زندگی کرد.
- Hör auf, dir Sorgen zu machen, lass den lieben Gott einen guten Mann sein!دست از نگرانی بردار، بیخیال دنیا شو!
- Er hat beschlossen, alles hinter sich zu lassen und den lieben Gott einen guten Mann sein zu lassen.او تصمیم گرفت همه چیز را پشت سر بگذارد و زندگی آرامی را شروع کند.