denationalisieren
خصوصیسازی کردن، ملیتزدایی کردن
Beispiele
- Die global agierenden Firmen sind faktisch ''denationalisiert'', befreit von jeglicher nationalstaatlicher Bindungen.شرکتهای فعال در سطح جهانی عملاً خصوصیسازی شدهاند و از هرگونه وابستگی به دولت ملی آزاد هستند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
یک شرکت، صنعت یا دارایی دولتی را به مالکیت خصوصی درآوردن؛ ملیزدایی کردن
- Die Regierung plant, einige Staatsbetriebe zu denationalisieren, um die Effizienz zu steigern.دولت قصد دارد برخی از شرکتهای دولتی را ملیزدایی کند تا کارایی را افزایش دهد.
- Die Denationalisierung des Eisenbahnwesens führte zu einer hitzigen Debatte im Parlament.ملیزدایی راهآهن منجر به بحث داغی در پارلمان شد.