denaturieren

Aussprache: /denatuˈʁiːʁən/
Wortzerlegung: de·na·tu·rie·ren
فعل

دناتوره کردن، تغییر ماهیت دادن (پروتئین)، غیرقابل مصرف کردن (الکل)

Beispiele

  • Wenn ein Ei in der Pfanne stockt, ''denaturieren'' die darin enthaltenen Proteine.وقتی تخم‌مرغ در ماهیتابه می‌بندد، پروتئین‌های موجود در آن 'دناتوره می‌شوند'.
  • Ethanol wird ''denaturiert,'' wenn es als Reinigungsmittel verkauft werden soll.اتانول 'دناتوره می‌شود' اگر قرار باشد به عنوان پاک‌کننده فروخته شود.

Bedeutungen

1 Akkusativ

(شیمی، بیولوژی) تغییر ماهیت دادن، دناتوره کردن (پروتئین، الکل و غیره)

  • Hohe Temperaturen können Proteine denaturieren.دمای بالا می‌تواند پروتئین‌ها را دناتوره کند.
  • Ethanol wird oft denaturiert, um es für den menschlichen Verzehr ungenießbar zu machen.اتانول اغلب دناتوره می‌شود تا برای مصرف انسانی غیرقابل نوشیدن شود.