denuklearisieren
خلع سلاح هستهای کردن، عاری از سلاح هستهای کردن
Beispiele
- Es war immer wieder in der Diskussion, die gesamte Zone zu ''denuklearisieren''.همیشه این بحث مطرح بوده است که کل منطقه «خلع سلاح هستهای» شود.
Bedeutungen
1
Akkusativ
سلاحهای هستهای را از یک کشور یا منطقه حذف کردن یا توانایی تولید آنها را از بین بردن
- Die internationale Gemeinschaft forderte das Land auf, sich zu denuklearisieren.جامعه بینالمللی از آن کشور خواست که خلع سلاح هستهای کند.
- Die Verhandlungen zur Denuklearisierung der Halbinsel sind komplex und langwierig.مذاکرات برای غیرهستهای کردن شبهجزیره پیچیده و طولانی است.