denunzieren
لو دادن، لو دادن از روی بدخواهی، گزارش کردن به مقامات
Beispiele
- Ein Jahr später wurden sie, von einer Nachbarin ''denunziert,'' von der Gestapo verhaftet.یک سال بعد، آنها که توسط یک همسایه لو رفته بودند، توسط گشتاپو دستگیر شدند.
- Die Zeitschrift wurde als linkslastig ''denunziert.این مجله به عنوان متمایل به چپ برچسب خورد/متهم شد.
Bedeutungen
1
Akkusativ (Person)
کسی را به مقامات لو دادن، افشا کردن (معمولاً با نیت بد یا برای انتقام).
- Er wurde denunziert, weil er kritische Meinungen äußerte.او به دلیل ابراز عقاید انتقادی لو داده شد.
- Während des Krieges denunzierten sich Nachbarn gegenseitig.در طول جنگ، همسایگان یکدیگر را لو میدادند.
2
Akkusativ
(مجازی) کسی یا چیزی را بدنام کردن، علناً محکوم کردن.
- Die Presse denunzierte die Korruption in der Regierung.مطبوعات فساد در دولت را افشا کردند.
- Er denunzierte die Methoden seines Konkurrenten als unfair.او روشهای رقیبش را ناعادلانه محکوم کرد.