deplaciert
نابجا، نامناسب، در جای خود قرار نگرفته
Beispiele
- Sie hallt laut durch die Station, eigenartig langsam, und kommt mir plötzlich so ''deplaciert'' vor.این صدا با صدای بلند در ایستگاه میپیچد، به طرز عجیبی کند است و ناگهان برایم بسیار نامناسب و نابجا به نظر میرسد.