der Krug geht so lange zum Brunnen, bis er bricht

Aussprache: /dɛɐ̯ kʁuːk ɡeːt zoː ˈlaŋə t͡sʊm ˈbʁʊnən bɪs ɛɐ̯ bʁɪçt/
Worttrennung: der ·Krug ·geht ·so lan·ge ·zum ·Brun·nen, ·bis er ·bricht
ضرب‌المثل

هر چیزی حدی دارد و تکرار یک عمل پرخطر یا اشتباه، سرانجام به نتیجه‌ای ناگوار منجر خواهد شد.

Bedeutungen

1

این ضرب‌المثل هشدار می‌دهد که انجام مکرر یک کار پرخطر، بی‌احتیاطی یا سوءاستفاده از موقعیت، در نهایت منجر به شکست، آسیب یا عواقب منفی خواهد شد. مانند کوزه‌ای که بارها برای برداشتن آب به چاه برود و سرانجام بشکند.

  • Er hat schon wieder die Regeln gebrochen. Irgendwann wird er erwischt werden, denn der Krug geht so lange zum Brunnen, bis er bricht.او دوباره قوانین را زیر پا گذاشته است. بالاخره دستگیر خواهد شد، چون کوزه همان‌قدر به آب می‌رود که سرانجام می‌شکند.
  • Sie hat ihm immer wieder Geld geliehen, obwohl er es nie zurückzahlte. Jetzt ist sie pleite. Der Krug geht so lange zum Brunnen, bis er bricht.او بارها به او پول قرض داد، هرچند او هرگز آن را پس نداد. حالا او ورشکست شده است. کوزه همان‌قدر به آب می‌رود که سرانجام می‌شکند.
  • Der Politiker hat zu viele Versprechungen gemacht, die er nicht halten konnte. Die Wähler sind unzufrieden. Der Krug geht so lange zum Brunnen, bis er bricht.آن سیاستمدار قول‌های زیادی داد که نتوانست به آن‌ها عمل کند. رأی‌دهندگان ناراضی هستند. کوزه همان‌قدر به آب می‌رود که سرانجام می‌شکند.