derbeißen
(بایری) خرد کردن با دندان، پاره کردن با دندان، کشتن با گاز گرفتن
Beispiele
- Wann d' Mäus' in d' Pflanzbeet umrumor'n und d' Würzerln so ''derbeißen''; …وقتی موشها در باغچهها پرسه میزنند و ریشهها را اینطور میجوند (پاره میکنند)؛ ...
Bedeutungen
1
N/A
این کلمه به صورت فعل مصدری در زبان آلمانی استاندارد وجود ندارد. ممکن است اشتباه تایپی باشد یا یک ترکیب غیرمعمول.
- Ein Verb 'derbeißen' existiert im Standarddeutschen nicht.فعل 'derbeißen' در آلمانی استاندارد وجود ندارد.
- Man kann 'beißen' (گاز گرفتن) sagen, aber nicht 'derbeißen'.میتوان 'beißen' (گاز گرفتن) گفت، اما 'derbeißen' نه.